رویداد فرهنگی

شهرک فرهنگی مشهد دوست داشتنی

مشهد دوست داشتنی

شهرک تاریخی مشهد دوست داشتنی ؛ جذابیت سنت در برابر مدرنیته

وقتی که وحید جلیلی از حضور تمام وقت از دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب چشم پوشید و معاونت فرهنگی و اجتماعی شهرداری مشهد را قبول کرد برخی گفتند: « وحید هم عافیت طلب شده و با قبول این پست آرمان خواهی او به حاشیه خواهد رفت.» این حرف ها در گعده های خصوصی شنیده می شود.

در ایام نوروز ۹۶ مجاوران و زائران حرم رضوی شاهد شهرکی بودند که در نوع خود کم نظیر یا بی نظیر است، شهرکی که تلاش کرده تا در قالب تاریخی و کهن از علم و هنر تا سبک زندگی، کار و پیشه تا زیارت و معنویت، جهاد، حماسه و شهادت را در خراسان با محوریت مشهد مقدس به تصویر بکشد. نام این شهرک «شهرک تاریخی مشهد دوست داشتنی است» که به گفته جلیلی از فراز «محبوبه فی ارضک و سمائک» گرفته شده است و بیش از سیصد هزار نفر از آن بازدید کرده اند. این شهرک در مساحتی حدود یک هکتار به بازنمایی دوره های گوناگون تاریخی خراسان از حیات و شهادت امام رضا (ع) تا حمله مغول و دوران تیموری و صفوی تا دوره قاجار و معاصر تاریخ انقلاب اسلامی تا دهه ۶۰ می پردازد. اجرایی شدن طرح شهرک تاریخی مشهد دوست داشتنی از جمله میوه های حضور جلیلی در معاونت فرهنگی و اجتماعی شهرداری مشهد است. این طرح، یک مدل ایجابی است که ملاحظات فرهنگی و آرمان های هویتی مشهد را دنبال می کند و از  همه مهمتر این قابلیت را دارد که مقتضیات اقتصادی خودش را هم تامین کند. در ادامه روند ایده پردازی تا اهداف و چگونگی اجرای این طرح را از زبان وحید جلیلی مرور می کنیم. (آنچه می خوانید از چند گفتگوی او با رسانه ها گردآوری شده است). 

مشهد دوست داشتنی

مشهد دوست داشتنی چرا و چگونه؟

مجموعه تجربیاتی که در دو سال گذشته با مجموعه هنرمندان و ایده پردازان مشهد داشتیم، ما را به این سمت سوق داد که فضایی شکل بگیرد تا در این فضا از همه قالب ها  و هنرهایی که تاکنون استفاده شده، بتوان به صورت مجموعه و هم افزا استفاده شود. یعنی ما بتوانیم از نقاشی، مجسمه سازی، معماری، خوشنویسی، سرود؛ تئاتر و فیلم سازی را گرد هم بیاوریم تا بتوانیم از این طریق به یک نصابی برسیم که جوابگوی این گنجینه عظیم فرهنگی، هویتی، تاریخی مان باشیم. اخیرا هم رهبر معظم انقلاب در دیدار با دست اندرکاران راهیان نور تعبیری به کار بردند که به نظرم خیلی قابل اعتنا و پیگیری است. آقا فرمودند: «ما کشوری هستیم که گنجینه ها و معادن فرهنگی بسیار بزرگ و عظیمی داریم. این کشور با خیلی از جوامع، ملت ها و کشورهایی که نه تاریخ، نه هویت، نه فرهنگ و معارفی به این عظمت دارند و نه این همه ماجرا و شخصیت و قهرمان دارند، فرق می کند.»

رهبری در اینجا ابراز دغدغه کردند و فرمودند: «این همه معادن عظیم معرفتی و فرهنگی که ما داریم، باید استحصال شود، باید استخراج شود و فرآوری شود و به نسل های جدید منتقل شود». ایشان گفتند: «لازمه این استحصال این است که ما یک سری فناوری های متناسب با این معادن داشته باشیم» و از «راهیان نور» به عنوان یک «فناوری فرهنگی» نام بردند. ما تا زمانی که فناوری های مناسبی برای استحصال و فرآوری این گنجینه ها نداشته باشیم، مانند این است که اینها را نداریم. مانند این است که کشور ما روی نفت باشد، ولی تکنولوژی استخراج نفت را نداشته باشیم یا فناوری تبدیل این ماده محصولات گوناگون و متنوع پتروشیمی را نداشته باشیم. در فرهنگ هم همین است. منابع فرهنگی، هویتی و تاریخی ایران اسلامی به مراتب از منابع مادی اش – که آنها هم زیاد و ممتاز هستند- بیشتر است. ولی ما نتوانسته ایم متناسب با این معادن، فناوری فرهنگی لازم را ایجاد کنیم.

مشهد دوست داشتنی

از مشهد دوست داشتنی تا ایران دوست داشتنی

فناوری صرفا یک شی خاص نیست. یک دستگاه خاص نیست، بلکه مجموعه ساز و کارها و نرم افزارهایی است که به ما کمک می کند تا گنجینه های فرهنگی خود را استحصال کنیم و به مثابه یک ارزش افزوده به جامعه امروز خود اضافه کنیم. با این تعریف، راهیان نور یک فناوری بدیع و ممتاز و کم نظیر فرهنگی است. آنچه که در شهرک تاریخی مشهد دوست داشتنی اتفاق افتاده است به نوعی تلاش برای رسیدن به فناوری نوین فرهنگی برای استحصال این گنجینه و رونمایی از یک فناوری بدیع فرهنگی است. از ابتدا تلاش شد که بنای این کار بر مبانی نظرهای بومی گذاشته شود. لذا پیشنهادی برای فعالان و مدیران فرهنگی طرح کردیم و آن این بود که فعالان فرهنگی و صاحبنظران و مدیران عرصه فرهنگ از این نمایشگاه حتما بازدید داشته باشند. ما هم در خدمتشان هستیم. خواهشمان هم این است که نمایشگاه را ارزیابی و نقد کنند تا ما بتوانیم از پیشنهاد های آنها استفاده کنیم. صاحبنظران حتما بدانند که تا آن مقدار که خود ما می توانیم در ارتقا و تکمیل این ایده کوشش می کنیم و به دنبال این هستیم که طرح مشهد دوست داشتنی در همه ایران تکرار و تکثیر شود، یعنی ما تهران دوست داشتنی، اصفهان دوست داشتنی، بوشهر دوست داشتنی، اردبیل دوست داشتنی، سبزوار و سیرجان و کاشان و بابل و یاسوج و … دوست داشتنی داشته باشیم. در نهایت هم یک «ایران دوست داشتنی» با همان تعبیر زیارت امین اللهی که یک جامعه با حیات طیبه و با زندگی دلچسب و شیرین برای دیگرانی که از بیرون وارد آن می شوند یا به آن نگاه می کنند جذاب، شیرین و دلنشین باشد.

چگونگی اجرای طرح مشهد دوست داشتنی

در ابتدا نام این کار را «نمایشگاه» مشهد دوست داشتنی گذاشته بودیم. برخی فعالان فرهنگی، مجموعه را دیدند و نظرشان را گفتند. در این بین آقای رحیم مخدومی تاکید داشتند که نگوییم «نمایشگاه» چون وقتی نمایشگاه می گوییم مصادیق خاصی در ذهن مخاطب شکل می گیرد و حق مطلب ادا نمی شود. لذا باید برای این فناوری فرهنگی تعبیر تازه ای ایجاد کرد. برای همین نام مجموعه را «شهرک تاریخی مشهد دوست داشتنی» گذاشتیم. این شهرک کاملا مبتنی بر ظرفیت های خراسان و مشهد است. از همان ابتدا سه تیم کار را بر عهده گرفتند. مسئولیت تیم فکری را دکتر خورشیدی بر عهده داشتند و جمع قابل توجهی از اهل نظر و نخبگان فکری عمدتا جوان مشهد به ایشان کمک کردند. تیم فکری برای ایده اولیه شهرک، جلسات متعددی گذاشت و از خروجی این جلسات راهبردها مشخص شد. در ادامه و به موازات تیم فکری، یک تیم هنری شکل گرفت که در آن مجموعه ای از هنرمندان مشهد گرد هم آمدند. کار تیم هنری این بود که راجع به این راهبردها صحبت کند تا به قالب هنری موثر این راهبردها برسد. یک تیم اجرایی هم از شهرداری مشهد مسئولیت پشتیبانی کار را بر عهده گرفت. خروجی کار این سه تیم، شهرک تاریخی مشهد دوست داشتنی است. در این شهرک از مجموعه ای از هنرها و فنون قدیم و جدید مانند نقاشی، معماری، مجسمه سازی، سرود، تئاتر، خوشنویسی، کاشی گری تا گونه های مختلف هنری دست به دست هم دادند و در کنار هم قرار گرفتند و فضاهای هویتی مشهد مثل علم، هنر، سبک زندگی، کار و پیشه و حرفه، زیارت و معنویت، جهاد ، حماسه و شهادت و فضای تاریخی و کهن خراسان را بازسازی کردند. این بازسازی  و بازآفرینی طوری است که بازدید کننده با حضور در شهرک، حس زندگی در این مقاطع تاریخی را به شکل بدیعی تجربه می کند.

مشهد دوست داشتنی

اهداف ساخت شهرک تاریخی در دل مشهد

به اعتقاد من کسی از شهرک تاریخی مشهد دوست داشتنی بازدید می کند، بعد از بازدید دیگر صرفا در جغرافیای مشهد زندگی نمی کند. بلکه وارد تاریخ مشهد می شود. آقا تعبیر پیچ تاریخی را به کار بردند و ما باید توجه داشته باشیم که تا کسی درکی از تاریخ نداشته باش درکی از پیچ تاریخی هم پیدا نمی کند. مشکل اساسی در جامعه ما این است که نسبت درستی با تاریخ خود برقرار نکردیم. متاسفانه ژانر تاریخی در هنر ما بسیار ضعیف است. در نقاشی، در سینما، در تئاتر، در رمان بیش از اینهایی که تاکنون کار شده باید به تاریخ خود بپردازیم. اگر انسان درک درست و محسوسی از تاریخ خود پیدا کند، کیفیت زندگی او ارتقا پیدا می کند و خود را در دل تاریخ می بیند. خود را میراث دار ماجراهای عظیم، شخصیت های بزرگ، عبرت ها و درس های فراموش نشدنی می بیند. رجوع به تاریخ و به دست آوردن درک تاریخی، عمق و کیفیت زندگی را به شدت افزایش می دهد. این یکی از اهداف اولیه ما از راه اندازی این شهرک بود. از طرف دیگر ما همچنان به غارت فرهنگی مشهد و به مدل های توسعه ای که در مشهد پیاده شد معترضیم. ولی در کنار آن پیشنهاد جایگزین هم داشتیم و داریم. اگر شما وقت فراغت زائر امام رضا را پر نکنید ممکن است وقت او به پرسه زدن در برج هایی که مصرف زدگی را ترویج و تبلیغ می کنند، سپری شود. چیزی که الان در شهرک تاریخی مشهد دوست داشتنی هزینه شده است، کمتر از پنج شش درصد بودجه معاونت فرهنگی اجتماعی است. اگر بین اقتصاد و فرهنگ، ارتباط متقابل و پیوند ارگانیک برقرار نشود، هم اقتصاد ضرر می کند و هم فرهنگ. این افتخار نیست که ما به فرهنگ صرفا سوبسید بدهیم. لذا هدف دیگر ما از ایجاد شهرک تاریخی مشهد دوست داشتنی، جدی کردن مساله اقتصاد فرهنگ است.

رویای مشهد را آنتالیا شدن قرار ندهیم

یکی از آسیب های جدی فعالیت های فرهنگی ما این است که نسبتی با چرخه اقتصادی ندارند. اینکه نسبت فرهنگ را با چرخه تامین مالی قطع کنیم و فرهنگ را یک مقوله سوبسیدی و هزینه ای ببینیم، آسیب بزرگی به این فرهنگ می زند. برای اینکه بتوانیم در این حوزه ذائقه سازی کنیم، به شورای شهر رفتم و  از شورای شهر خواستم که برای بازدید از شهرک مشهد دوست داشتنی اجازه بلیط فروشی بدهند. ۲۰۰۰ تومن برای مخاطب هزینه سنگینی نیست ولی از لحاظ اقتصادی در میان مدت و بلند مدت کمک مناسبی است. حتی چه بسا بتواند چرخه خودکفایی برای شهرک ایجاد کند. پرداختن به این موضوع از این جهت مهم است که در طول سالیان گذشته در مشهد، مدل های توسعه ای پیگیری شده است که فرهنگ مشهد را غارت کرده، یعنی در شهری که باید قلب معنوی کشور باشد، جریان سرمایه سالار نوکیسه بی فرهنگ، افسار گسیخته تر عمل کرده است. از طرف دیگر برخی از افراد که از آنها توقع می رفت در مقابل این روند ایستادگی کنند، بلکه به آنها میدان هم دادند. در نقد و ریشه یابی این وضعیت خیلی می توان صحبت کرد. اما ما دیدیم که نقد و گفتن این که «رویای مشهد را آنتالیا شدن قرار ندهید و …» کفایت نمی کند. ما دیدیم مساله اصلی مشهد امروز حاشیه شهر نیست، بلکه شهر حاشیه است؛ یعنی یک عده تلاش می کنند تمنای مشهدی ها را آنتالیا شدن و دبی شدن قرار دهند. می خواهند شهری را که در متن تمدن سازی و تاریخ سازی حضور داشته به حاشیه ببرند و از او شهری شبه مدرن و در حاشیه دنیای مدرن بسازند! این مشکل اساسی مشهد است. هم متحجرین و هم متجددین در این زمینه با هم هم پیمان هستند، یعنی هم متحجرین و هم متجددین معتقدند که باید مفهوم زیارت و معنویت در دیوارهای حرم محصور شود.

در مقابل باید مدل ایجابی ارائه شود. البته یک مدل ایجابی که ملاحظات فرهنگی و آرمان های هویتی ما را دنبال کند و بتواند مقتضیات اقتصادی خودش را هم تامین نماید.

طرحی اقتصادی متناسب با هویت و فرهنگ ایران

شهرک تاریخی مشهد دوست داشتنی، نمونه و آغازی برای نقد ایجابی مدل های توسعه افسار گسیخته بدون توجه به فرهنگ است. شما می توانید در این شهرک مجموعه سرگرم کننده، جذاب، دلنشین و شیرین برای مخاطب عام داشته باشید. توریست های مختلف از کشورهای متفاوت همانند نیجریه، مکزیک، فرانسه و … از این شهرک بازدید کردند و گفتند که شهرک برای آنان به شدت جذاب است. ما از طریق اجرای این طرح می توانیم بر اساس اقتصاد فرهنگ متناسب با هویت و آرمان های خودمان به پیشرفت های اقتصادی برسیم. از طرف دیگرفقط بخشی از شهرک مربوط به فضاها و محیط هایی است که در مشهد احداث شده، شما وقتی وارد خیابان تمدنی شهرک می شوید، سربازان دوره سربداران تا صفویه به شما خوش آمد می گویند. کاروان های متعددی را  میبینید که بازسازی شده کاروان های زیارت امام رضا(ع) در طول هزار سال گذشته است. در ایام دهه مبارک فجر یکی از نمایش ها، بازسازی سخنرانی های مقام معظم رهبری بود و بشدت هم مورد استقبال قرار گرفت. در این نمایش یک نفر با گریم جوانی آیت الله خامنه ای سخنرانی می کرد. دیدن این نمایش برای مخاطب به شدت جذاب بود. در ایام نوروز مخاطبان سخنرانی آیت الله سعیدی، محمد علی کلی یا شیخ زکزاکی را می دیدند. غرفه ای داریم که در آن شاهنامه فردوسی را به خط مجاورین و زائرین بازنویسی می کنیم. ۴۸ هزار بیت توسط ۴۸ هزار نفر نوشته می شود. یا مثلا در شهرک مشهد دوست داشتنی صحنه حمله مزدوران رضا خان به روضه زنانه در خانه تاریخی بازنمایی شد. یا در پروژه گوهرشاد بیش از ۱۰۰۰ مصاحبه گرفتیم و ما این خاطرات را تبدیل به متن نمایشی کردیم و در شهرک اجرا می کنیم.


نباید سنت را خرج مدرنیته کنیم

«سقاخانه اسماعیل طلا» در شهرک بازسازی شده است و بازدید کننده ها می پرسند که ماکت این سقاخانه را ندارید؟ «برج نجومی رادکان» به ارتفاع هشت متر در شهرک بازسازی شده و مردم از ما ماکت این برج را برای سوغات می خواهند. اینها نشان می دهد که تقاضا برای صنایع فرهنگی متناسب با فرهنگ و هویت ما ایجاد شده است. این در حالی است که عده ای می گویند باید آنچه را که سنت برای ما به ارمغان آورده خرج مدرنیته کنیم! امام رضا (ع) و حرم مطهرش سالانه میلیون ها زائر را با جذبه معنوی خود به مشهد می کشاند و برخی می گویند درآمدی را که از راه این سنت کسب می کنیم علیه آن به کار ببریم و خرج سکولاریزه شدن مشهد کنیم. خرج گسترش زیر ساخت برای اجناس بنجل چینی یا تفریحات لوکس بی هویت اروپایی کنیم! این ناجوانمردانه ترین و غیرمعقولانه ترین رفتاری است که می توان انجام داد. در صورتی که اگر مزیت بافت پیرامون حرم دیده می شد، می توانستیم در اطراف حرم، بزرگترین بازار را برای صنایع فرهنگی جمهوری اسلامی ایجاد کنیم، آن هم به شکل خودکفا، نه سوبسیدی. پس می توان گفت که شهرک تاریخی مشهد دوست داشتنی یک نقطه شروع است؛ هم برای اینکه صنایع فرهنگی و فناوری های فرهنگی را در کشور به سمت یک راه نو و آغاز جدید ببرد و هم اینکه خود این الگو در اکثر شهرهای ایران از اصفهان و تبریز و شیراز گرفته تا بوشهر و سبزوار و اردبیل و بندرعباس و زابل و همدان و کرمانشاه و … که سابقه تمدنی و هویتی دارند قابلیت تکثیر دارد.

آیا مشهد نمی تواند موزه لوور داشته باشد؟

سوال این است که آیا واقعا مشهد نمی تواند یک موزه لوور داشته باشد؟ لوور جهان اسلام نمی تواند در مشهد شکل بگیرد؟ آن زمانی که مشهد یک شهر تمدنی بود و خراسان مرکز تمدن بود پاریس کجا بود که الان شده مرکز فرهنگی و راوی تمدن و فرهنگ جهان! مشهد واقعا این قابلیت را در تراز بالاتر دارد. شهرک تاریخی مشهد دوست داشتنی یک نقطه آغاز برای ارائه یک مدل توسعه توامان اقتصادی و فرهنگی در مشهد است. یکی دیگر از اهداف ما در شهرک تاریخی مشهد دوست داشتنی این است که شهروندان نباید فقط در جغرافیای مشهد زندگی کنند، بلکه باید در تاریخ خودشان زندگی کنند. وقتی در اتاق های فکرمان راجع به اینکه چگونه باید این شهرک شکل بگیرد صحبت می کردیم به طور طبیعی به اینجا رسیدیم که باید خط زمان بشکند تا وقتی مخاطب وارد شهرک مشهد دوست داشتنی می شود از خواجه نصیر طوسی  و حکیم ابوالقاسم فردوسی را ببیند تا کلنل محمد تقی پسیان تا مدافعان حرم. دوست داریم کسی که از این شهرک تاریخی بیرون می رود، حاصل گشت و گذارش خودآگاهی او نسبت به تاریخ سترگ و شکوهمندی که ایران و خراسان داشته، باشد. آقا فرمودند که ما معادن و منابع فرهنگی عظیمی داریم و اگر نتوانیم فن آوری های متناسب برای استحصال این معادن و منابع، ابداع کنیم مثل این است که اینها را نداریم! به نظر می رسد شهرک تاریخی مشهد دوست داشتنی چنین فناوری فرهنگی ای را به کشور ارائه داده است. حداقل در ایران چنین اتفاقی با این ابعاد و با این ویژگی ها تا به امروز صورت نگرفته بود. در خارج از کشور، بخصوص در غرب از آمریکا گرفته تا انگلیس و کانادا و استرالیا صدها فضای living museum به معنی «موزه های زنده» وجود دارد که ترکیبی از فضاسازی، معماری، مجمسه سازی، المان سازی و تئاتر و بازی و … است.

مشهد دوست داشتنی

چقدر فردوسی وار کار کردیم؟

بعضی از روشنفکران بدون اینکه به ماهیت تاریخ و شخصیت ها و آئین های تاریخی توجه داشته باشند، صرفا با یک نگاه لذت سطحی و نمایشی به آنها نگاه می کنند. نگاه ما به تاریخ باید خیلی نگاه عمیق تری باشد، یعنی به جای اینکه یک فضای تفکیک شده و گسسته طراحی کنیم، باید در حد امکان نشان دهیم که ما یک هویت پیوسته تاریخی داریم. مثلا اتفاقاتی که در مسجد گوهرشاد می افتد با اتفاقاتی که در سربداران می افتد با حماسه ای که در دفاع مقدس آفریده می شود، نسبت دارد. مهم این است که شما به یک حس مشارکت در فضای تاریخی برسید. امیرالمومنین(ع) می فرماید من آن چنان در احوال پیشینیان غور کردم که خود یکی از آنان هستم. این خیلی سرفصل زیبایی است که باید فقط به انتقال دیتا و اطلاعات بسنده نکرد، بلکه مخاطب باید به شکل حسی دوره های مختلف را زندگی کند. ما نباید بگذاریم که مردم ما بخصوص نسل جوان ما در تاریخ گم شوند و ندانند در کجای تاریخ ایستاده اند. شهرک تاریخی مشهد دوست داشتنی این هدف را نیز دنبال می کند. آسیب دیگری که اجرای این شهرک آن را پوشش می دهد این است که شاید مشهدی ها در نگاه فردوسی وار و دنبال کردن مشرب و مرام فردوسی ضعیف تر از بقیه کشور عمل کردند. فردوسی یک شخصیت خراسانی است که دغدغه اش این بود که نگذارد قهرمانان این ملت، حماسه های این ملت، ماجراهای بزرگ این ملت فراموش شوند. اما در این سی چهل سال ما فرهنگی های مشهد چقدر فردوسی وار کار کردیم؟ باید بدانیم که اگر ماجرای گوهرشاد را روایت می کنیم یک کار فردوسی وار انجام دادیم، چرا که این ماجرا یک حماسه عظیم ملی است که تا ۸۰ سال بعد بایکوت، سانسور و زنده به گور شده است.

چه کسانی می توانند دم از فردوسی بزنند؟

فردوسی کسی بود که نمی گذاشت حماسه ها زنده به گور شوند، ولی امروز یک عده نه چیزی که روی سرشان است شباهت به فردوسی دارد نه چیزی که توی سرشان است و صرفا به خاطر بازی های سیاسی می گویند که ما طرفدار فردوسی هستیم! کسی نیست که بگوید کجای شما طرفدار فردوسی است؟ شما که افتخارتان این است که برای  ۲۰۰ هزار شهید و قهرمان این مملکت یک بیت شعر نگفتید، یک داستان کوتاه ننوشتید، یک تابلوی نقاشی نکشیدید، شما می توانید دم از فردوسی بزنید؟ فردوسی کسی بود که در فولکور مردم می گشت و اگر قهرمانی پیدا می کرد آن را با هنر خودش برمیکشید و برجسته و بزرگ نمایی می کرد، چرا؟ چون می دانست که این ملت، برای حیات، برای ماندگاری و برای امید نیاز به قهرمان و حماسه دارد. یکی از ابتکاراتی که برای مشارکت بیشتر مردم در شهرک تاریخی مشهد دوست داشتنی به خرج دادیم این بود که برگرفته از دستار فردوسی در مجسمه های شهرک کلاهی تهیه کردیم. من این کلاه را در بازدید از میزان مشارکت مردم بر سر گذاشتم تا دوربین ها آن را بگیرند. هر کس که از شهرک بازدید می کند می تواند این کلاه را بر سر بگذارد و هنگام رفتن دوست داشت این کلاه را می خرد و دوست نداشت آن را تحویل می دهد. از دیگر ابتکارات خوب در شهرک تاریخی مشهد تشکیل هیئت های اندیشه ورز و اتاق های فکر متعدد بود تا بتوانیم از لحاظ علمی-پژوهشی و نگاه های تئوریک، در طراحی، ارزیابی و بازخوانی هر روزه شهرک و بازآفرینی نو به نوی فعالیت های آن به روز باشیم. بازخوردی هم که ما گرفتیم بسیاری از مردم علاقه مند بودند که یک بار دیگر از نمایشگاه بازدید کنند و این نشان می دهد که این ابتکارها برای مردم جذاب بوده و کشش دیدن چندباره شهرک را در آنها ایجاد کرده است.

دکور-مسجد-گوهرشاد-مشهد-دوست-داشتنی-22

ماموریت سکولارها برای مشهد

یکی از اهداف پیش بینی شده برای شهرک تاریخی مشهد پر کردن اوقات فراغت زائران است ولی شهرک از حرم مطهر دور است. ایده آل این است که این شهرک در منطقه ثامن و بافت پیرامونی حرم مطهر تاسیس شود. اگر شهرک تاریخی مشهد دوست داشتنی در منطقه ثامن باشد، می تواند یکی از درآمد زا ترین فعالیت های اقتصادی باشد. شاید هیچ درآمد و تجارت دیگری پرسودتر از این نباشد. در ابتدا هم اشاره کردم که در طول چند سال گذشته، سیاست توسعه ای که در منطقه ثامن در پیش گرفته شده کاملا سکولار و بلکه لائیک است. این را تاکید می کنم وصریحا می گویم که سکولارها و لائیک ها مامور شده اند تا برای بافت اطراف حرم طراحی کنند. برخی نخبگان مشهد مانند حاج آقا نظافت در صحبت های خود اذعان داشتند که «مادر من که مادر شهید هم هست بر اثر این جنایات دق کرد، چون ما را مجبور کردند که از محله مان که اطراف حرم بود کوچ کنیم. با این کار مادر من تمام ارتباطات اجتماعی خود را از دست داد و در عرض کوتاهی بعد از این اتفاق دق کرد و از دنیا رفت» کسانی که این جنایت ها را انجام دادند معلوم است هیچ ذهنیت فرهنگی و دغدغه هویتی و آرمانی نداشتند و مغول های مدرنی بودند که حتی اگر دین نداشتند و انقلابی هم نبودند و اگر فقط فکر اقتصادی داشتند، باید یکسری کاربری های فرهنگی- اقتصادی تعریف می کردند ولی این کار را نکردند. این نشان می دهد که تعمد داشتند، نگاه سکولار و لائیک خود را بر مشهد و بخصوص منطقه اطراف حرم تحمیل کنند. چرا؟ چون این شهر مزیت فرهنگی و معنوی خیلی بالا دارد و اگر این انرژی معنوی عظیم و بی نظیر حرم در دیگر حوزه ها امتداد باید، جریان ساز خواهد بود. مثلا اگر این ظرفیت به حوزه سرگرمی و تفریح مردم برود می تواند فراگیر شود. شما اگر از شهرک بازدید کنید خواهید دید که چه نشاط و ابتهاجی در بین بازدیدکنندگان وجود دارد.  از پیرمرد و پیرزن ۸۰ ساله عصا زنان در شهرک قدم میزند و لذت می برد تا کودکان پیش دبستانی. آن هم بدون اینکه ما افزودنی غیر مجاز یا غیر هویتی در شهرک داشته باشیم. هرآنچه در آنجا وجود دارد هویتی و آرمانی است.

مشهد دوست داشتنی

علت تبلیغات کم و دیده نشدن شهرک؟؟

دیده شدن شهرک تاریخی، تبلیغاتی بیش از آن چیزی که تا الان صورت گرفته می طلبد و این حجم از تبلیغات از عهده یک نهاد بر نمی آید. ما الان تشکیلاتی به نام رسانه ملی داریم که باید چشم بیدار و دیده بان هوشیار نظام باشد؛ یعنی باید هر اتفاق تازه و رویداد جذاب را در کشور رصد، بازنمایی و تبلیغ کند. متاسفانه صدا و سیما علی رغم تلاش های ما استفاده ناچیزی از این فضای بدیع، جذاب و سرگرم کننده کرده است. مشهد دوست داشتنی نه تنها هیچ چیزی از برنامه های صدا و سیما کم ندارد، بلکه به جرات می توان گفت از قریب به اتفاق برنامه های آن جذاب تر است. صدا و سیما می توانست و هنوز هم می تواند با استفاده از ظرفیت های کم نظیر بصری و دراماتیک و جذابیت های این شهرک برای جذاب تر شدن خودش و جذب مخاطب، اتفاقات این شهرک را پوشش دهد، مشکل این است که امروز خبر بد بیشتر از خبر خوب استقبال می شود. در حالی که باز نشر زیبایی ها، موفقیت ها و افتخارات واقعی و تلاش برای منزوی نشدن شخصیت ها و ماجراهای فرهنگی و تاریخی و هویتی یک راهبرد بسیار موفق می تواند باشد. چون در جنگ نرم امروز افتخارات، داشته ها و امید مردم مهمترین آماج دشمنان است. ما در مقابل این راهبرد رسانه های غربی و غرب زده ها، باید هر اتفاق خوبی را به اندازه ارزشش ضریب بدهیم. منظور از رسانه فقط رسانه ملی نیست، ۸۰۰ نماز جمعه در کشور برگزار می شود و رسانه مهمی است. آنها هم غافل اند. در کشور ما امر به معروف بشدت غریب تر از نهی از منکر است. به اعتقاد من با این بیماری که وجود دارد، سرنوشت و فرجام خوبی برای انقلاب رقم نخواهد خورد. یک نوع مازوخیسم در فضای جامعه- بخصوص فضای فرهنگی- ما وجود دارد. شهید مطهری می گوید: انحطاط از افراط در یک حق شروع می شود. در حوزه رسانه هم اگر افراط شد، فقط و فقط آسیب ها و ریزش ها و کمبودها دیده شود به ضد خود تبدیل خواهد شد. لذا مهمترین راهبرد در پیگیری عرصه فرهنگ، فرصت محوری و توجه به داشته ها و برکشیدن و ضریب دادن به اتفاقات خوبی است که در عرصه فرهنگ و هنر و رسانه کشور رخ می دهد. متاسفانه این ضریب دهی در مورد رویدادی مثل شهرک تاریخی مشهد مقدس رخ نداد.

برای دیدگاه ها کلیک کنید

جوابی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

محبوب ترین مطالب

بالا