مصاحبه

فراز و نشیب های یک موسسه فرهنگی

سروش مهر

مصاحبه با مدیر عامل موسسه سروش مهر : آقای دکتر بهادری

موسسه سروش مهر در زمینه تولید نرم افزارهای کامپیوتری، نرم افزار موبایل فعال است و حدود ۲۰ سال است که در این حوزه، فعالیت می‌کند. شروع کار این مجموعه به سال ۱۳۶۹ باز می‌گردد. زمانی که از مقطع کارشناسی در رشته الکترونیک فارغ التحصیل شده بودم، در آن زمان با تعدادی از دوستان به این فکر افتادیم که چه کار و شغلی را شروع کنیم و نهایتا ترجیح دادیم که خودمان برای خودمان کار کنیم. از سال ۷۱ کارها به صورت جدی شکل گرفت و توانستیم یک نرم افزار تخصصی در زمینه حسابداری تولید کنیم. در آن زمان این مجموعه با نام همیان مهر فعالیت می‌کرد.

از سال ۷۱ تا سال ۷۴ توانستیم ۱۳۰۰ نسخه از نرم افزار حسابداری خود را به فروش برسانیم که برایمان موفقیت بزرگی بود. پس از مدتی از تولید نرم افزارهای تخصصی با مخاطب خاص و محدود خسته شدیم. این حوزه را تعطیل کردیم و وارد حوزه نرم افزارهای عام شدیم. ورود ما به بازار عام در سال ۱۳۷۴ بود.

با توجه به نیازی که بخش عمده ای از جامعه به قرائت صحیح قرآن داشت، مخصوصا اینکه وقتی به حج مشرف می‌شوند بیشتر با این نیاز خود مواجه می‌شوند و نیز با توجه به اینکه بسیاری از اقشار برای آموزش قرائت قرآن با مشکل کمرویی مواجه هستند ما به فکر تولید نرم افزار تعاملی قرائت قرآن افتادیم. از سال ۸۱ این کار را آغاز کردیم. ۳ سال بدون اینکه به نتیجه نهایی برسیم کار کردیم و فقط از جیب خوردیم. تا این که در سال ۸۴ کار به نتیجه رسید و از آن رونمایی کردیم.

در سال ۸۵ این محصول وارد بازار شد و با موفقیت چشمگیر خود نقطه عطفی را در فعالیت موسسه ایجاد کرد. این محصول با استقبال زیاد مردم و ارگانها مواجه شد به طوری که در یک مورد، بانک انصار یک میلیون بسته از این نرم افزار را خریداری کرد. همچنین سال گذشته با حمایت شرکت همراه اول، دوازده میلیون نسخه از این نرم افزار، بین دانش آموزان توزیع شد.

از سال ۸۶ وارد فاز صادرات این محصول و نسخه‌های پیشرفته قرآن (مانند نسخه موبایل و امثالهم با ۱۱۰ ترجمه) شدیم و صادراتمان تا الان علی‌رغم تحریم‌ها با به کار بستن برخی ترفندها ادامه داشته است. به عنوان نمونه برای توزیع محصولاتمان در خارج از کشور یک شرکت در ترکیه ثبت کرده‌ایم. فروش محصولات در خارج و حتی داخل کشور، برخی تصورات اولیه ما را از بازار تغییر داد به عنوان مثال ما فکر می‌کردیم در مناطقی که درآمد خانوار پایین است. هزینه کمتری صرف خریداری محصولات فرهنگی می‌شود و ما بازار گسترده‌ای در این نواحی نداریم اما مثلا در اندونزی علی‌رغم اینکه درآمد متوسط خانوار به پول ما حدود ۴۰۰ هزار تومان است اما مردم اشتیاق زیادی برای خرید کالاهای فرهنگی از قبیل محصولات ما دارند و این یک مسئله فرهنگی است. یا مثلا در مالزی دولت به شرکتی که این محصول ما را خریداری و توزیع کرده بود، یک میلیون دلار به عنوان پاداش کمک بلا عوض پرداخت کرد.

استراتژی اصلی ما به علت عدم رعایت کپی رایت در ایران، پایین آوردن قیمت و سود بر واحد و بالابردن تیراژ است تا چنانچه محصول مورد تکثیر غیرمجاز قرار گرفت، موسسه حداقل سود خود را از دست ندهد. یکی دیگر از علل موفقیت اقتصادی این مجموعه، تکمیل کردن زنجیره ارزش است. در کار فرهنگی برخلاف حوزه‌های صنعتی، تولیدکننده برای موفقیت باید کل چرخه تولید تا مصرف را پوشش دهد. به عبارت دیگر لازم است که تولید کننده درگیر توزیع شود. زیرا موفقیت در عرصه فرهنگی در گرو شناخت بازار، نیازها و مدیریت فرایند تولید است.

نظر ایشان را در باره حمایت دولت جویا شدیم که گفتند جلب حمایت‌های دولت نیز مورد توجه بوده است. اما بیشتر موسسات فرهنگی در کار خود موفق نمی شوند چون فکر می‌کنند که باید فقط مورد حمایت قرار بگیرند. ولی ما حمایت دولتی را تنها به عنوان یک عنصر حاشیه ای مدنظر قرار دادیم و سعی کردیم بر توانایی خود متکی باشیم.

 

برای دیدگاه ها کلیک کنید

جوابی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

محبوب ترین مطالب

بالا